![]() | ![]() |
چند تاخاطره از بچه هاي دانشگاه که واسم ايميل کردند.منم اونا رو بدونه سانسور گذاشتم تو وب.
اول از خودم شروع مي کنم که آتيش مي سوزوندم تو دانشگاه ،قشنگ ترينم خاطره من تو دانشگاه اينه که يک بار سر امتحان يکي از درسامون که من از آن درس هم متنفر بودم مجبور شدم يک چند هفته اي رو مخ پسر استاد مون که از قضا هم دانشگاهي هم بود بدجوري کار کنم (تريپ love) تا بتونه سوالاتو از مامانش کش بره و واسه من بياره ، خلاصه اين آدم چولمنگ به من قول داد که سوالها رو براي من بياره و من هم اصلاً درس نخواندم واسه امتحان آنروز که رفتم دانشگاه ديدم يکي دويد طرف من که آره مانيسا سوالها رو برات با کلي پليس بازي دزديدم و آوردم (از قضا مامانش فهميده بود که اين با يکي از بچه هاي کلاس آن ريخته رو هم اما نمي دونست منم بعد که فهميد مي گفت فکر هر کسي مي کرده الا تو)خلاصه تو يک ساعتي که من زمان داشتم تا امتحان تمام سوالها رو حفظ کردم در طول اين زمان هم 100 بار از دوستم پرسيدم که مطمئني سوالها همونه گفت آره درست آوردم جون مانيسا منم هم با خيال آسوده که اين دفعه 20 ميشم رفتم نشستم ورقها رو دادن وقتي سوالها رو نگاه کردم ديدم بابا اي دل غافل همه سوالها عوض شده نميدونيد با چه بدختي آن روز تونستم جزوه باز کنم و تقلب کنم تا نمره بيارم .خلاصه امتحان که تموم شد رفتم حسابي حالشو گرفتم ....نگو اين بشر آنقدر ضايعه کش رفته بوده که مامانش فهميده بوده و سوالها رو عوض کرده بود ..اما بد که قضيه رو به استادم گفتم ارفاق کرد و نمرمو بهم داد. در ضمن امتحان نيم ترم بود ولي تا آخر ترم باباي من با اين استاد در آمد نمي دانم اين پسره به مامانش چي گفته بود که نميگذاشت از پيشش جم بخورم آن ترم هم من بعد از درس آن چند ساعت خالي داشتم تا درس بعد منو مجبور مي کرد کلاس بعدشم بمونم حساب کنيد درسي که ازش متنفري دو زنگ مجبور باشي بمني بعدم اخر ساعت مي گفت امير مامان من رفتم امانتت رو بگير (اه اه) چندش ناگفته نمونه الان پسره کارمند خودمه .
2.حسين بيرانوند
| خاطرات دانشجويي من هميشه يادآور نشاط و هيجاني برام بوده که اين روز ها ديگه کم تر خبري از اين چيزا ميشه. اين شايد شيرين ترينشون نباشه (چون اونا رو که اينجا نميشه گفت!!!!!!!) ولي مسلماً جزو فراموش نشدني ترينشون هست. يادمه يه ترم پاييزي بود (فکر ميکنم پاييز 81) که درس الکترونيک 1 در بخش کامپيوتر ارائه نشده بود و بچه هايي که ترم هاي قبل اين درس رو نگرفته بودن يا fail شده بودن، مجبور شدن از بخش برق اين درس رو بگيرن. همه ما ميدونيم که هميشه يه رقابت تاريخي بين بچه هاي برق و کامپيوتر وجود داشته و هميشه اينها با هم کل کل داشتند. در ضمن بايد بگم که درس الکترونيک درس اصلي رشته برق هستش و بچه هاي کامپيوتر اغلب انگيزه يا تمايلي براي اين درس ندارند. اون ترم من هم به همراه يکي از ارشد هاي برق شديم Grader اين درس. ميان ترم اول، بچه هاي کامپيوتر شاهکار کردند. به ترتيب: 2 ، 8 ، 20 و يکي دو تا هم حدود 34 يا 40 از 100. در حالي که بچه هاي برق ميانگينشون از 50-60 هم بيشتر بود. من ديدم اگه اينجوري پيش بره اين يه لکه ننگي روي پيشوني کامپيوتري ها بر جاي ميمونه که اغلب به نظر من اونها “اسمارت بودن” و “روش هاي کامپيوتري” رو به خر خوني ترجيح ميدن. من هم غيرت کامپيوتريم گرفت و يه نقشه جانانه براي سورپريز کردن برقي ها کشيدم از اين قرار که با هر کلکي شده يه Trojan حسابي رو با مهارت تمام رو سيستم استاد برق آقاي دکتر ش. –منظورم دکتر F نيست، يه شين ديگه- نصب کردم. از دو روز قبل از امتحان فاينال از مرکز خوارزمي کامپيوتر استاد رو مانيتور کردم و شب امتحان بالاخره تيرم به هدف خورد. از شانس روزگار اون ترم يادم نيست روي چه حسابي به قول بچه ها سخت ترين سوالهاي چند سال اخير در اين درس طراحي شده بود، شايد چون اونا هم ميخواستن يه زهره چشم اساسي از بچه هاي کامپيوتري بگيرند. خلاصه که من اون شب همه هفت هشت نفر بچه هاي کامپيوتري رو که اين درس رو داشتن رو تو خوابگاه جمع کردم و با چند تا از دوستاي صميمي ارشد برق نشستيم براي حل سوالها. از بس که سوالها مشکل طرح شده بودن همه ما به شک افتاده بوديم که اينها در حد امتحان نيست و احتمالاً سر کار رفتيم. در ضمن من فقط تونسته بودم نمودار مدار هاي امتحان رو کش برم و صورت سوالها رو نداشتيم. بالاخره ما همه تا صبح نشستيم اين مدار ها رو در هر صورت ممکن آناليز کرديم و فردا سر امتحان، همه شکه شده بودن، بچه هاي برق از اينکه با همچين سوالات غير قابل هضم و پيچيده اي روبه رو شده بودن و بچه هاي کامپيوتراز اين که سوالات همون سوالات خودمون بودن!!!! حالا هنگام اعلام نمرات بچه هاي خرخون برق رو تصور کنيد که احتمالاً از يه ساعت قبل به اميد curve زدن استاد جلوي اتاق اون صف کشيدن .. و بچه هاي هميشه بي خيال کامپيوتر که اصلاً خبر ندارن کي نمره ها رو برد ميره.. ولي اين بار براي ديدن قيافه بچه برقي بهانه اي براي اومدن مي تونست وجود داشته باشه.. نمره ها دقيق يادم نيست ولي يکي از بچه هاي قديمي (ب.ح) که چندين بار تو اين درس fail شده بود و همون کسي که ميان ترم 2 گرفته بود اين بار نمره ماکس کلاس رو گرفته بود: 89 (تازه تصور کنيد با داشتن راه حل روي کاغذ)!! در حالي که اين بار شاگرد اول برقي ها حدود 50 يا 60 گرفته بود. با اين وضعيت ديگه curve هم خراب شده بود و بيچاره برقي ها که چندين روز هاج و واج مونده بودن و فهميده بودن به خبرايي هست ولي در نهايت فکرشون به اين جا رسيد که کپي سوالات از دستگاه فتوکپي لو رفته بود و با اين که مدرکي نداشتند، شديداً با اطمينان روي اين مساله تاکيد مي کردند. اوضاع اونقدر ضايع بود که استاد همون ب.ح رو صدا کرده و گفته من واقعاً نمي تونم به تو نمره پاسي بدم چون برام اصلاً قابل قبول نيست که همچين پيشرفت 45 برابري کرده باشي وهمه بچه ها سر و صداشون در اومده. خلاصه که اين هم يه درس عبرت کامپيوتري به برقي ها که تا عمر دارن نخواهند فهميد از کجا خوردن!! اين رو هم بگم که يکي از کاربر هاي معروف فعلي تالار هم که در اون زمان اين درس رو داشت (و از اون دودره باز هاي روزگار بود)و پاس کردن اين درس هم براي اون اهميت حياتي داشت، با اين شرط که چيزي رو که ازش خواسته بودم رو برام سريعاً تهيه کنه، اين سوال ها رو از من گرفت ولي تا حالا که اين مطلب رو مي نويسم خبري از وفاي به عهد اين فرد بدقول نشده.. اين هم خاطره من. |
|
شادي از خرد عاقل تر است.. |
3.بي نام
| همين ترم قبل بود.ما با يه آقاي استاد خيلي خيلي سخت گير درس داشتيم و مجبور بوديم برداريم.اين آقاي استاد ترم قبلش max کلاسش 11.5 بود و avr کلاس 9.5 .ما هم با هزار ترس و لرز درس رو برداشته بوديم و خدا خدا ميکرديم که پاس بشيم.اول ترم هم بهمون گفت که ميان ترم نداره و پايان ترم هم تستي.آما تستيه(با کمي لهجه آذري تلفظ بشه بهتر جا مي افته!!!!)!!!هر چهار جواب ممکنه درست باشن ولي درست ترين (با توجه به شرايط)مد نظر استاد هست.ما هم مثل بچه مثبتا همه ترم درس اين آقا رو خونديم تا شد پايايان ترم.روز آخر يکي از بچه ها يه سري سوال آورد و گفت که اين سوالا رو همين استاد سال پيش توي يه کلاس غير رسمي به بچه ها داده واسه نمونه.ما هم گفتيم باشه،واسه نمونه بد نيس.انصافا سوالا خيلي سخت بود.ولي چون جواب داشت آسون ميشد.ولي همه ما مطمئن بوديم که اين آقاي استاد اين سوالا رو نميده.اصلا امکان نداشت. خيلي ها نخوندن و اومدن سر جلسه.ما هم يه نگا به جوابا انداختيم و رفتيم سر جلسه.آقاي استاد اومد و سوالا رو پخش کرد که ديدم بغل دستيم محکم زد تو سر خودش.سوالا که به من رسيد از خوشحالي داشتم ميمردم.سوالا همونا بود.من هم بدون اينکه سوالا رو نگا کنم جواباب رو پيدا ميکردم.ولي آخرش 10 تا سوال اضافه داده بود نامرد! اونا رو بايد روش فکر ميکردم که استاد اومد بالاي سرم.37 سوال رو جواب داده بودم بدون يک کلمه چکنويس.استاد فهميد!!ولي به روي خودش نياورد.ماهم که بي جنبه!اون 37 تا همه درست!از ده تاي جديد 6 تاش غلط!!!بالاخره نتايج امتحان رو که آورد ما بعد از هرگز max شديم.بد جور.41 از 47.نمودار هم ريخت به هم.ولي چون نمره ها خيلي خراب بود استاد هم راز max شدن ما رو ميدونست يه حال حسابي به همه داد.ما رو داد 19،به همه هم دو سه نمره داد.ولي خيلي حال بود.!!! البته اين خاطره شايد تا الان بهترين باشه.من هنوز خيلي دارم تا فارغ التحصيلي!!! |
|
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب تا در اين پرده جز انديشه او نگذرد |
علي بيابان گرد
با سلام
راستش من خاطرات زيادي دارم. ولي خوب دو سه تاش از همه بهترن اونا رو ميگم. 1
1-سالي که ايران به جام جهاني رفت 1998، سال صفري بودم تو ادبيات فيزيک داشتم عصر همون روزي که ايران رفت فرانسه. تقريبا بچه درسخون بودم اون سال. رفتم دانشکده فيزيک ديدم طبقه اول خلوته هيچ کس نيت. به گمان اينکه طبقه دو کسي نيست و تعطيله زدم زير آواز با صداي بلند (صدام بد نيست احسان مي دونه) خلاصه رفتم در کلاس رو باز کردم، فکر کردم کسي نيست ولي...همين که در رو باز کردم تمام کلاس داشتند مي خنديند و استاد هم نيم نگاهي با لبخند کرد و بچه ها هم تا 5دقيقه اي مي خنديدن و من مجبور شدم کلاسو دو در کنم.
2-يادش به خير اين دکتر اذرخش بعض موقعه ها خيلي قانوني مي شد. اصلا قرار نبود بپرسه من معمولا با چند تا از دوستام(علي، عباس و اکبر) ته کلاس بوديم و فقط مسخره بازي و خنده. دکتر گفت که امروز مي خوام نظريه بپرسم. گفتم عباس به خدا بين اين 30نفر اسم منو مي خونه. اسم منو خوند من هم که هيچي نخونده بودم ، خودم زدم به کوچه علي چپ، بچه ها همه مي خنديدن، دو باره خوند با حالتي که دندونم درد مي کنه گفتم بله، دکتر گفت بيا پاي تخته، گفتم دنونم درد مي کنه ، اينو که من گفتم کلاس منفجر شد. دکتر هم که از من زرنگتر بود گفت دندونت درد مي کنه دستت که درد نمي کنه ويه منفي به من انتساب داد و با اجازتون نظريه افتادم هر چند ميانترم نمره دوم بودم!
بقيه رو هم مي زارم واسه بعد .... با تشکراز مدير وب آقاي موسوي
[18/4/1387- 12:33 ص] جديد ترين برنامه هاي دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي
[18/4/1387- 12:12 ص] توي درس و مشق و تحقيق خالهبازي نخواهيم داشت
[26/3/1387- 10:38 ص] سر ي جديد عکس هاي بچه هاي دانشجوي اليگودرزي
[17/1/1387- 12:49 ص] سري جديد عکس بچه هاي کامپيوتر دانشگاه اليگودرز
[4/12/1386- 12:39 ص] گالري عکس جديد از دانشگاه هاي دوستان
[آرشيو شده ها]
نام: | |
ايميل: | |
![]() | ![]() |



